اینروزا همش میگم میرسم؟ نمیرسم ؟ خوشحالم چراکه چند قدم ب بودنت نزدیک شدم دخترم اما میترسم همش امید واهی باشه حاله ی دختر بچه ک درختی رو بالا رفته تا ی سیب قرمز خوشمزه رو بچینه .. همونکه اگ دستشو دراز کنه رسده ب هدفشو و خوشحاله ک تونسته اما خدانکنه خدانکنه ک شاخه زیر پاش خالی شه اونوخت ن سیب قرمزی داره ن خوشحاله بلکه تموم تنش درد میگیره اینه حاله من ... ک اگه برسم ک اگه مادرت بمونم تموم تنهایییام تموم میشه و یه فصل تازه ای از زندگیم ک حداقل ترس از دست دادنه تو پدرت خیلی کمترع درش.. مطمعنم توام خوشحال تری اما اگ شاخه ای بشکنه ..؟ این روح منع ک بدترین ضربه رو میخوره این منم ک میشکنم و توویی ک نابود میشی انگار توعه ی برزخ گیر کردم ..
برزخ خوب نیست دخترم ..! امیدوارم هیچوقت توعه برزخ نباشی.
برچسب:
نویسنده: لیلا کوشکی
تاريخ: شنبه
24 شهريور
1397 ساعت: 12:58